العلامة المجلسي

731

حياة القلوب ( فارسي )

مىداشتم وقانع مىگردانيدم أو را به آنچه روزى كرده بودم به أو ، واگر بعد از اين عمل توبه مىكرد ومتوسل به ايشان مىشد وسؤال مىكرد كه من أو را رسوا نكنم هرآينه أو را رسوا نمىكردم وخاطر بني إسرائيل را از معلوم شدن قاتل مىگردانيدم ، واگر بعد از رسوائى توبه مىكرد ومتوسل به أنوار مقدسه مىشد كار أو را از خاطرهاى مردم فراموش مىكردم ودر دل اولياى مقتول مىافكندم كه عفو كنند از قصاص أو ، وليكن محبت وولايت بزرگواران وتوسل به آنها فضيلتى است به هر كه مىخواهم به رحمت خود عطا مىكنم ، واز هر كه مىخواهم به عدالت خود به سبب بديهاى اعمالشان منع مىكنم ، منم خداوند عزيز حكيم . پس آن قبيلهء بني إسرائيل به فرياد آمدند بسوى موسى وگفتند : ما به لجاجت ، خود را به پريشانى مبتلا كرديم وقليل وكثير أموال خود را به بهاى گاو داديم ، پس دعا كن حق تعالى روزى ما را فراخ گرداند . فرمود : واي بر شما ! چه بسيار كور است دلهاى شما ! مگر نشنيديد دعاى اين جوان را ودعاى اين مقتول زنده شده را ونديديد چه ثمره‌اى بر دعاى ايشان مترتب شد ؟ پس شما نيز مثل آنها به أنوار مقدسهء بزرگواران متوسل شويد تا خدا رفع فاقه واحتياج شما بكند وروزى شما را فراخ گرداند . پس ايشان عرض كردند : خداوندا ! بسوى تو ملتجى شديم وبر فضل تو اعتماد كرديم ، پس فقر واحتياج ما را زايل فرما بجاه محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام وآل طيّبين ايشان . پس حق تعالى وحى فرستاد : اى موسى ! بگو به آنها كه بروند به فلان خرابه وفلان موضع را بشكافند كه در آنجا ده هزار هزار دينار هست بردارند ، واز هر كس آنچه گرفته‌اند براي قيمت گاو به أو پس بدهند ، زيادتى را ميان خود قسمت كنند تا اموالشان مضاعف شود به جزاى آنكه متوسل شدند به أرواح مقدسهء محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وآل طيّبين أو ، واعتقاد كردند به زيادتى فضل وكرامت ايشان بر جميع مخلوقات . پس اشاره به اين قصه است قول حق تعالى وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها يعنى : « به ياد آوريد آن وقت را كه كشتيد شخصي را پس اختلاف كرديد در كشندهء أو ، وهر يك